<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>لذت فهم و انس با قرآن</title>
<link>http://rahmani.blogfa.com</link>
<description>قرآنی تفسیری </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 20 Sep 2012 10:57:59 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://rahmani.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>بسم الله الرحمن الرحيم&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ايام ولات حضرت معصومه سلام الله عليها و ولادت امام رضا عليه السلام است.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;و ما بين اين دو ولادت را به مناسبت كريمه اهل بيت و امام رضاي كريم، دهه كرامت ناميده ا ند.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;واقعا كرامت چيست و معناي آن چيست؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;علامه طباطبايي معتقد است كرامت كلمه ايست كه معادل فارسي ندارد. آنچه گفته مي شود مثل بخشندگي، بزرگواري و ... اينها در حقيقت نتيجه هاي كرامتند نه معناي آن!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;كرامت يعني ارزشمندي و باارزش بودن. لذا به سنگهاي قيمتي هم احجار كريمه گفته مي شود.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;كريم بودن يعني ارزشمند بودن و كريم شدن يعني ارزش واقعي خويش را درك كردن و از هر كاري كه آن ارزش را زير سوال مي برد دوري كردن.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;تابحال شده يك لباس نو و گران پوشيده باشيد؟ آيا با آن لباس روي زمين و محل گرد و خاكي مي نشينيد؟چقدر مواظبيد كه كثيف يا پاره يا لكه دار نشود؟ هيچوقت با يك ماشين گرانقيمت در رانندگي كوتاهي مي كنيم و در يك كوچه تنگ و باريك كه هر لحظه احتمال خش افتادن به آن هست رانندگي مي كنيم؟؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;چرا؟؟؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;چون واقعا حيف مي دانيم كه آن لباس يا ماشين يا .... كثيف شود و از قيمت بيفتد!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;اما جان ما چقدر مي ارزد؟ آيا تا بحال فكر كرده ايم كه با يك گناهي كه به تعبير قرآن «تحسبونه هينا وهو عندالله عظيم» ما كوچك مي شماريم اما در واقع بسيار بزرگ است چقدر از قيمت مي افتيم؟ انساني كه ميتواند به جائي برسد كه خدا خريدار او باشد «ان الله اشتري من المومنين ....» چه طور مي شود كه به جايي ميرسد كه فرياد مي زند «يا ليتني كنت ترابا»؟؟&lt;/p&gt;&lt;p&gt;راه پيدا كردن كرامت همراه بودن با كريمان است. &lt;strong&gt;خدا&lt;/strong&gt;: «ما غرك بربك الكريم»، &lt;strong&gt;جبرئيل وحضرت محمد صلي الله عليه وآله&lt;/strong&gt;: «انه لقول رسول كريم»، &lt;strong&gt;قرآن&lt;/strong&gt;: انه لقرآن كريم، &lt;/p&gt;&lt;p&gt;اگر بفهميم با يك گناه نكردن يا يك عبادت ساده انجام دادن چقدر بر قدر و قيمت ما افزوده مي شود اگر همه دنيا را هم به ما بدهند حاضر به انجام يك گناه يا ترك يك وظيفه به ظاهر كوچك نمي شويم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ايكاش ما هم به اين حريم ملكوتي راه مي يافتيم و خود را ارزان و مفت به شيطان و شيطان صفتان نميداديم و رضوان الهي را با يك لبخند فريبكارانه ودروغين شيطان معاوضه نمي كرديم.&lt;/p&gt;&lt;p&gt;ايكاش ايكاش...!&lt;/p&gt;&lt;p&gt;

&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Thu, 20 Sep 2012 10:57:59 GMT</pubDate>
<dc:creator>rahmani</dc:creator>
<guid>http://rahmani.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خدا هست!!</title>
<link>http://rahmani.blogfa.com/post-18.aspx</link>
<description>
 &lt;p style=&quot;line-height: normal;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;1&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;مردی
برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار، گفتگوی جالبی بین آنها در
گرفت. آنها به موضوع خدا رسیدند&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;؛&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;line-height: normal;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt;&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;آرایشگر گفت: “من باور نم&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;ی‌کنم خدا وجود داشته باشد&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt;&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;!!&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;مشتری پرسید: چرا؟&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt;&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;آرایشگر گفت: کافی است به خیابان بروی
تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می‌شدند؟ بچه‌های
بی‌سرپرست پیدا می‌شدند؟ این همه درد و رنج وجود داشت؟ نمی‌توانم خدای مهربانی را
تصور کنم که اجازه دهد این چیزها وجود داشته باشد.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify; line-height: normal;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;مشتری
لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد؛ چون نمی‌خواست جروبحث کند&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt;&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify; line-height: normal;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;آرایشگر
کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. در خیابان مردی را دید با موهای
بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt;&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;..&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify; line-height: normal;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;مشتری
برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: “به نظر من آرایشگرها هم وجود
ندارند&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt;&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;.”&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;آرایشگر با تعجب گفت: “چرا چنین حرفی
می‌زنی؟ من این‌جا هستم، همین الان موهای تو را کوتاه کردم&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt;&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;!”&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;مشتری با اعتراض گفت: “نه! آرایشگرها
وجود ندارند؛ چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با
موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی‌شد&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt;&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;.”&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify; line-height: normal;&quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;آرایشگر
گفت: “نه بابا؛ آرایشگرها وجود دارند، موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی‌کنند&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt;&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;.”&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;مشتری تایید کرد: “دقیقاً! نکته همین
است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمی‌کنند و دنبالش نمی‌گردند. برای
همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt;&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;.”&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt;&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;

&lt;/p&gt;&lt;p&gt;

&lt;/p&gt;



</description>
<pubDate>Tue, 28 Feb 2012 17:44:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>rahmani</dc:creator>
<guid>http://rahmani.blogfa.com/post-18.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انگشتر دادن حضرت علی علیه السلام در حالت رکوع</title>
<link>http://rahmani.blogfa.com/post-17.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;به بهانه ایام و لیالی قدر و شهادت حضرت علی علیه السلام به یکی از ده ها آیاتی که در مورد حضرت علی علیه السلام در قرآن کریم آمده است اشاره ای می کنیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این موضوع در ذیل آیه 55 از سوره مبارکه ی مائده ذکر شده و در حقیقت شأن نزول این آیه شریفه همین داستان است: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;«فخر رازى» از بزرگان اهل سنت در تفسير خود از «ابوذر» نقل مى‏كند كه مى‏گويد: روزى نماز ظهر را با پيامبر (ص) مى‏خواندم كه سائلى در مسجد تقاضاى كمك كرد، كسى چيزى به او نداد، سائل دست به سوى آسمان بر داشت وعرض كرد: خداوندا گواه باش، من در مسجد پيامبر تو تقاضاى كمك كردم، كسى چيزى به من نداد، على(ع) در حال نماز بود با انگشت كوچك دست راست خودكه در آن انگشترى بود اشاره كرد، سائل آمد و انگشتر را در برابر چشم پيامبر (ص) گرفت، پيامبر(ص) عرضه داشت: خداوندا! برادرم موسى از تو تقاضا كرد كه سينه مرا گشاده دار... وبرادرم هارون را در كار نبّوت من شركت ده، تو به او فرمودى: من به زودى بازوى تو را به وسيله برادرت قوى مى‏كنم، و براى شما قوّت و پيروزى قرار مى‏دهم، خداوندا! من محمّد پيامبر و برگزيده توام، به من شرح صدر ده، و كار را بر من آسان كن، و براى من وزيرى از اهل بيتم قرار ده، و به وسيله او پشت مرا قوى كن، ابوذر مى‏گويد: به خدا سوگند، رسول خدا (ص) اين سخن را تمام نكرده بود كه جبرئل نازل شد وگفت: اى محمّد بخوان انّماوليكم اللّه ورسوله... تفسير فخر رازى، ج 12، ص 26.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همچنین زمخشری در تفسير كشاف، ج 1، ص 649 نزول این آیه را در مورد انگشتر دادن حضرت علی علیه السلام در رکوع می داند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ناگفته نماند برخی این شبهه را مطرح می کنند که چگونه این داستان با آن داستانی که از آن حضرت نقل شده که تیر را در حال نماز از پای آن حضرت کشیدند و آن حضرت متوجه نشدند قابل جمع است؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قابل ذکر است که این سؤال شبهه ای است که همیشه دشمنان حضرت علی علیه السلام برای کمرنگ جلوه دادن فضائل آن حضرت مطرح نموده اند و بزرگان مفسران و دیگر علمای شیعه نیز جوابهای متعددی به آن داده اند که در اینجا به ذکر دو جواب بسنده می کنیم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اولاً: ائمه(ع) در حالات خود مراتب گوناگونى داشته‏اند. نحوه حضور قلب آنان در نماز سه گونه متصور است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    1ـ گاهى توجه به خدا به گونه‏اى بوده كه هيچ چيز ديگر را متوجه نمى‏شدند و نمونه‏هاى بسيارى از اين قبيل از ائمه نقل گرديده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    2- گاه ممكن است در ضمن حضور قلب كامل، كم و بيش متوجه امور خارجى نيز بوده‏اند ولى به جهت عدم وظيفه نسبت به آنها عكس‏العمل نشان نداده‏اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    3- در مواردى ضمن حضور قلب كامل، به برخى از مسائل توجه داشته و بر حسب وظيفه يا استحباب عكس‏العمل نشان داده‏اند، بدون آن كه مانع توجه آنان به خدا باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; از اين نمونه در معصومین زیاد یافت می شود همانند اینکه روزى پيامبر صلى الله عليه و آله نماز جماعت را زودتر از ساير روزها به پايان رساند. برخى علت اين كار را جويا شدند. آن حضرت فرمود: آيا گريه كودك را نشنيديد؟ من نماز را زودتر از روزهاى ديگر به پايان رساندم تا مادر بچه اش را ساكت كند.  بحار الانوار ج 88 ص 93. و از جمله ی آنها همان اعطاى انگشتر توسط اميرالمومنين(ع) به سائل است. عرفا گويند اين مرتبه از حضورقلب كاملتر از مرتبه اول است، زيرا در اولى توجه به خداوند حجاب و مانع عالم كثرات است ولى در اين مرحله آنچنان فانى در رب و وصل به اوست كه از آن مرتبه به شهود عالم مى‏پردازد و به اصطلاح مرتبه لاحجاب مطلق است نه حضور غيب مانع حضور عالم شهود است و نه بالعكس. آنچه هيچ گاه در نمازهاى آنان وجود نداشته، حجاب شدن عالم شهود نسبت به عالم غيب است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    به عبارت ديگر بايد دانست كه تفاوت امامان با برخى عرفا در آن است كه گروهى از عرفا وقتى در يكى از مقامات سير و سلوك هستند حضور در مقامات ديگر براى آنان به آسانى ممكن نيست ولى امامان داراى آنچنان توانمندى روحى و معنوى هستند كه به آسانى مى‏توانند دو عبادت نماز و زكات را همراه با يكديگر و بدون كاستى در حضور قلب و اخلاص انجام دهند و آنجا كه امور شخصى و مادى مطرح است، همان مقام معنوى خويش را حفظ كنند و درد جسمى، آنان را از حالت «وصال» و «مقام فناء» خارج نگرداند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ثانیاً: كسى كه اين ايراد را مى‏كند از اين نكته غفلت دارد كه شنيدن صداى سائل و كمك به او پرداختن به غير خدا و توجه به خويشتن يا امور دنيوى نيست، بلكه آن هم در واقع توجه به خداست .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قلب پاك على (ع) در برابر صداى سائلان حساس بود، و به نداى آنها پاسخ مى‏گفت، او با اين كار عبادتى را با عبادت ديگر آميخت، و در حال نماز زكات داد، و هر دو براى خدا و در راه او بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برای فهم این مطلب به این نکته دقت کنید که یک دختری که در ابتدای زندگی به زودی از خواب بیدار نمی شود اما همینکه این زن مادر شد با کوچکترین صدای فرزندش بیدار می شود چرا که او اینگونه به خود تلقین نموده که در مقابل هر صدایی عکس العمل نشان ندهد بلکه به صداهای خاص و در اینجا نیز حضرت علی علیه السلام شخصیتی است که فقط هر چه که بوی خدا بدهد را احساس می کند و غیر خدا هیچ چیز دیگری را نمی بیند در این داستان هم شنیدن صدای سائل مسئله ای دنیایی نبود و بلکه عبادتی بود در حال انجام عبادتی دیگر ولی بیرون آوردن تیر از پای آن حضرت رنگ و بوی خدایی نداشت برای همین هم حضرت متوجه نشدند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ثالثا: اين ايراد و خرده‏گيرى در واقع ايراد بر قرآن مجيد است، چرا كه خداوند در اين آيه دادن زكات را در حال ركوع مورد تكريم و تمجيد قرار داده، و اگر اين عمل نشانه غفلت و بى خبرى از ذكر خدا بود نبايد به عنوان يك صفت والا و با ارزش فوق العاده، روى آن تكيه شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 12:57:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>rahmani</dc:creator>
<guid>http://rahmani.blogfa.com/post-17.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تحمل امانت</title>
<link>http://rahmani.blogfa.com/post-16.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;تحمل امانت!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;انسان موجود عجیبی است! با پیچیدگی های فراوان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در قرآن کریم تعریف ها و انتقاداتی نسبت به انسان می بینیم که هر کدام به جنبه ای از شخصیت پیچ در پیچ انسان اشاره دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به نمونه ای از این آیات نگاهی می افکنیم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خداوند متعال وقتی از جسم انسان صحبت به میان می آورد اینچنین می فرماید:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- آیا آفرینش آسمان دقیقتر و ظریفتر است یا آفرینش شما؟ ءانتم أشد خلقا أم السماء بنیها&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-  تو با محکم زدن پا بر زمین نمی توانی زمین را بشکافی (چرا که زمین از تو سخت تر و محکمتر است) إنک لن تخرق الأرض (سوره مبارکه اسراء آیه 37)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-  همانگونه که اگر فکر می کنی خیلی بزرگ شده ای کمی به کوه نگاه کن (چرا که تو از کوه بالاتر نیستی) و لن تبلغ الجبال طولا (همان)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس تا اینجا نتیجه این می شود که انسان از آسمان، کوه و زمین ضعیف تر است اما وقتی به آیه 72 از سوره مبارکه احزاب می نگریم می بینیم خداوند متعال از یک شاهکار انسان سخن به میان می آورد و آن شاهکار این است که امانتی را خدا به آسمان، زمین و کوهها با آن عظمتشان عرضه می کند و آنها با کمال جدیت ضعف خود را از تحمل آن امانت اعلام می دارند ولی انسان با کمال شهامت داوطلب تحمل آن می شود و از طرف خداوند متعال نیز پیشنهاد او پذیرفته می شود و او مفتخر به این امانتداری می شود!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آسمان بار امانت نتوانست کشید                       قرعه فال به نام من دیوانه زدند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما آیا او از عهده این امانت بزرگ برخواهد آمد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خداوند  متعال در این آیه شریفه دو کار انجام دادده است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یکی جایگاه رفیع و بسیار مهم انسان به او گوشزد فرموده است که مبادا او این همه شوکت و عظمت را نادیده بگیرد و شخصیت انسانی خود را به ورطه فراموشی ببرد چرا که او کاری کرده است که از عهده آسمان، زمین و کوه ها با آن عظمت و استواریشان خارج است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و دوم اینکه در پایان آیه با تذکر دو صفت از صفات منفی انسان (ظلوم – بسیار ظلم کننده و جهول- بسیار نادان) زمینه های لغزش را به او متذکر شده است و به او می آموزد که اگر بخواهد در مسیر حفظ امانت تلاش او مثمر ثمر باشد باید با دو مشکل درونی خود دست و پنجه نرم کند: بسیار ستمگر بودن و بسیار نادان بودن (انه کان ظلوما جهولا)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما اینکه این امانت چیست؟ پرسشی است که مفسران به آن پاسخ های 7 گانه ای را احتمال داده اند (تفسیر نمونه ج 17 ص 451) که فقط به ذکر تعداد کمی از آنها بسنده می کنیم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-  &lt;B&gt;نعمت عقل؛&lt;/B&gt; که اگر این نعمت عقل به کار گرفته نشود این انسان از حیوان پست تر خواهد شد (لهم قلوب لایفقهون بها .... اولئک کالأنعام بل هم أضل – اعراف/172)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-   &lt;B&gt;نعمت انسانیت و تکلیف؛&lt;/B&gt; و این نعمت است که او را از سایر موجودات جدا می سازد. انسان تنها موجودی است که اختیار او به خود او داده شده است و اگر او با سوء اختیار خود مسیر دیگری را برای خود انتخاب کند تمام شخصیت خود را کاملا نابود ساخته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;-  &lt;/B&gt;&lt;B&gt;نعمت ولایت امیر مؤمنان علیه السلام؛ &lt;/B&gt;در سوره مبارکه حشر آیه 21 می فرماید «لو أنزلنا هذا القرآن علی جبل لرأیته خاشعا متصدعا من خشیه الله، اگر این قرآن را بر کوهی نازل می کردیم یقینا می دیدی آن را تکه تکه شده از ترس خدا» و همتای قرآن و قرآن ناطق  امیر المؤمنین علیه السلام وقتی خبر وفات سهل بن حنیف به آن حضرت رسید فرمودند: «لو أحبنی جبل لتهافت، اگر کوهی علی را دوست داشته باشد قطعه قطعه خواهد شد» (نهج البلاغه حکمت 111)&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امیدواریم خداوند متعال به برکت این ایام ماه پرفضیلت رجب و مولود ویژه این ماه مولود کعبه حضرت امیر علیه السلام در حفظ این امانت به همه ما توفیق روز افزون عنایت فرماید&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آمین&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Jul 2010 23:46:04 GMT</pubDate>
<dc:creator>rahmani</dc:creator>
<guid>http://rahmani.blogfa.com/post-16.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خدا را شکر</title>
<link>http://rahmani.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT size=3&gt;«خدا را شکر»&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&quot;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;الحمد لله رب العالمین&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&quot;&lt;/B&gt;&lt;B&gt; این جمله ایست که همیشه در نماز آن را تکرار می کنیم. اما گاهی اوقات کمبودهای زندگی باعث می شود که با تمام وجود این جمله را نگوئیم بلکه با کمی دلخوری از خدا بخاطر ندادنهایش بدون باور قلبی آن را تکرار کنیم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;متن زیر نگاهی متفاوت به جهان اطراف ما دارد و برخی نعمتهای فراموش شده که ما اصلاً آنها را به عنوان نعمت به کار نمی بریم را به ما یادآور می شود:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;خدا را شکر&lt;/B&gt; که تمام شب صدای خرخر همسرم را می شنوم. این یعنی او زنده و سالم کنار من خوابیده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;خدا را شکر&lt;/B&gt; که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرفها شاکی است. این یعنی او در خانه است و در خیابانها پرسه نمی زند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;خدا را شکر&lt;/B&gt; که مالیات می پردازم. این یعنی شغل و درآمدی دارم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;خدا را شکر&lt;/B&gt; که باید ریخت و پاشهای بعد از مهمانی را جمع کنم این یعنی در میان دوستانم بوده ام.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;خدا را شکر&lt;/B&gt; که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند. این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;خدا را شکر&lt;/B&gt; که در پایان روز از خستگی از پا می افتم. این یعنی توان سخت کار کردن را دارم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;خدا را شکر&lt;/B&gt; که باید زمین را بشویم و اطاق را جارو کنم و پنجره ها را تمیز کنم. این یعنی خانه ای دارم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;خدا را شکر&lt;/B&gt; که در جای دور جای پارک پیدا کردم. این یعنی هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبیلی برای سوار شدن.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;خدا را شکر&lt;/B&gt; که سر و صدای همسایه ها آزارم می دهد. این یعنی می توانم بشنوم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;خدا را شکر&lt;/B&gt; که هر روز صبح زود باید با زنگ ساعت بیدار شوم. این یعنی من هنوز زنده ام.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;خدا را شکر&lt;/B&gt; که گاهی اوقات بیمار می شوم. این به یادم می آورد که اغلب اوقات سالم هستم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;خدا را شکر &lt;/STRONG&gt;که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند. این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;شما چه تعداد از این نعمتها سراغ دارید؟؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;منتظر پیامهایتان هستم&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Sep 2009 22:22:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>rahmani</dc:creator>
<guid>http://rahmani.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نماز شب و يک گفتگوي خواندني</title>
<link>http://rahmani.blogfa.com/post-14.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;عظمت پروردگار&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;«یک گفتگوی خواندنی»&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;خدا: بنده من! یازده رکعت نماز شب بخون.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بنده: خدایا خسته ام، حالشو ندارم، نمیشه کمتر بخونم؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;خدا: اگه حالشو نداری فقط دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر رو بخون&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بنده: برام سخته که نصف شب بیدار بشم.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;خدا: خب اگه بیدار نمیشی قبل از اینکه بخوابی بخون و بعد بخواب&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بنده: آخه سه رکعت هم زیاده&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;خدا: خب باشه فقط یک رکعت وتر را بخون&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بنده: آخه امروز خیلی خسته شده ام، حال اون یک رکعت رو هم ندارم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;خدا: باشه، قبل از خواب وضو بگیر و بخواب، ثواب شب تا صبح عبادت رو برات میگم بنویسن&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بنده: آخه من تو رختخوابم اگه پاشم دیگه خوابم نمی بره&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;خدا: خب همونجا که دراز کشیده ای روی پتو تیمم کن و یک بار بگو «یا الله»&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بنده: هوا سرده، نمیتونم دستامو از زیر پتو بیرون بیارم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;خدا: خب فقط تو دلت بگو «یا الله» ما برات ثواب نماز شب حساب میکنیم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;«اما بنده با بی اعتنایی می خوابد، ... چند ساعتی می گذرد»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خدا:  ملائکه من! ببینید من چقدر ساده گرفتم اما او خوابیده و به من اعتنایی نکرد. طوری نیست چیزی به اذان صبح نمانده بیدارش کنید. دلم براش تنگ شده آخه سر شب تا حالا اصلا با من حرف نزده.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ملائکه: خدایا دو بار بیدارش کردیم اما باز هم خوابیده!!! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خدا: درِ گوشش بگید پروردگارت منتظرته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ملائکه: خدایا این رو هم گفتیم اما فایده نداشت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;هنگام طلوع آفتاب است، نماز صبح قضا می شود، خورشید از مشرق سر برمی آورد و خدا رویش را از این بنده بر می گرداند!!!!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ملائکه من! آیا حق ندارم که با این بنده قهر کنم؟؟؟؟؟؟؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 24 Apr 2009 23:58:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>rahmani</dc:creator>
<guid>http://rahmani.blogfa.com/post-14.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مظلومیت قرآن ناطق</title>
<link>http://rahmani.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description>به نام او که هستی از آن اوست 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جای همه شما در سرزمین وحی خالی بود. جای جای آن بوی خدا می داد. چه حال و هوای عجیبی! مدینه دلت در یک غمی سنگین می گیرد و نمی دانی به کدام مصیبت گریه کنی؟ چرا که قدم به قدم مدینه یادآور مصیبتی از مصایت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جدای از همه اینها غم قبور خاکی ائمه مظلوم بقیع چنان دلت را آتش می زند که به قول معروف دیگر منتظر روضه خوان نمی مانی.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما آنچه در سراسر این سفر ملکوتی در تمامی مکانها فکر من را به خود مشغول کرده بود مظلومیت فراتر از وصف آقا و مولا امیر المؤمنين عليه السلام بود. کسي که در خانه کعبه بدنيا آمده بود و دين اسلام مديون رشادتها و فداکاريهاي وي بود هنوز هم در خانه خدا مظلومترين است.!!!!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 12 Oct 2008 19:25:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>rahmani</dc:creator>
<guid>http://rahmani.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تجسم اعمال</title>
<link>http://rahmani.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 16pt; FONT-FAMILY: &apos;B Lotus&apos;; mso-ascii-font-family: &apos;B Lotus&apos;; mso-hansi-font-family: &apos;B Lotus&apos;&quot;&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;تجسم اعمال در قرآن&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;يكي از مباحثي كه در موضوع معاد به صورت مفصل به آن پرداخته شده است بحث تجسم اعمال است. تجسم اعمال كه گاهي از آن تعبير به تمثل اعمال يا تجسد اعمال مي شود به اين معناست كه اعمال انسانها در صحنه قيامت با شكل و قيافه خاص خود وارد مي شوند و به عبارتي ديگر اعمال ما ظاهري دارد و حقيقتي؛ ظاهر اعمال ما همان چيزي است كه ما در دنيا مي بينيم و زود از بين مي رود ولي باطن و حقيقت اعمال ما به صورت ويژه اي وارد صحراي محشر مي شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;ناگفته نماند كه منظور از اعمال در اين بحث مختص به اعمال با اعضا و جوارح بدني نيست بلكه شامل اعتقادات، افكار، ملكات نفساني و روحيات اخلاقي هم مي‎شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;بسياري از آيات و روايات دلالت بر تجسم اعمال دارند كه ما در اين گفتار جهت اختصار به تعدادي از آنها اشاره مي‎كنيم:&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 20 Nov 2007 06:41:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>rahmani</dc:creator>
<guid>http://rahmani.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شیطان و فریبش</title>
<link>http://rahmani.blogfa.com/post-11.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 18pt 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: navy; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ديروز شيطان را ديدم در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود. فريب مي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: navy; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: navy; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;فروخت مردم دورش جمع شده بودند هياهو مي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: navy; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: navy; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;كردند و هول مي زدند و بيشتر مي خواستند،توي بساطش همه چيز بود غرور،حرص، دروغ،خيانت و جاه طلبي ... هر كس چيزي مي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: navy; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: navy; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;خريد و در ازايش چيزي مي داد بعضي ها تكه اي از قلبشان را مي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: navy; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: navy; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;دادند و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: navy; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: navy; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بعضي پاره اي از روحشان را،بعضي ها ايمانشان رامي دادند و بعضي آزادگی شان را. شيطان مي خنديد دهانش بوي گند جهنم ميداد. حالم را به هم مي زد دلم مي خواست همه ی نفرتم را ابراز کنم.انگار ذهنم را خواند موذيانه خنديد و گفت:&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; COLOR: green; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#000000 size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 18pt 0pt; LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 24 Jun 2007 14:01:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>rahmani</dc:creator>
<guid>http://rahmani.blogfa.com/post-11.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مفسر واقعی قرآن</title>
<link>http://rahmani.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: center; mso-layout-grid-align: none&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Andalus; mso-ascii-font-family: YAGUT; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;باسمه تعالی&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Lotus&apos;; mso-ascii-font-family: YAGUT&quot;&gt;از ويژگي هاي آشكار قرآن این است كه &lt;FONT color=#990000&gt;«هم همه آن را مي فهمند و هم همه آن را نمي فهمند»&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Lotus&apos;; mso-ascii-font-family: YAGUT; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Lotus&apos;; mso-ascii-font-family: YAGUT; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;قرآن کریم &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;B Lotus&apos;; mso-ascii-font-family: YAGUT&quot;&gt;همانند اقيانوس بیکرانی است که همه ی انسانها از آن لذت مي برند و براي همه قابل استفاده است بعضی افراد از نگاه به آن و برخي از شنا در ساحل و عده ای دیگر با غواصي در آن. هر كدام كه توانمندي بيشتري دارند بيشتر بهره مند مي شوند اما باز هم بسياري از زواياي ناپيدا و صدف هاي نهفته در آن وجود دارد كه دسترسي بسياري به دور است و در اختیار هر کسی هم نیست.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-layout-grid-align: none&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-bidi-font-family: &apos;B Lotus&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Apr 2007 17:15:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>rahmani</dc:creator>
<guid>http://rahmani.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
